تبليغاتX
خاوری شناسی(خداداد عزیزی)

کدهای خفن جاوا اسکریپت

خاوری شناسی(خداداد عزیزی)

آشنائی با طایفه خاوریهای خراسان

 لازم به‌گفتن است که همواره پزشکی فرانسوی به نام " بازن" در رکاب نادر شاه بود که بنا به‌شواهد امکان وجود دسیسه از جانب او  می‌رود. زیرا فرانسه چشم به تسلط بر هند داشت و چون همانند انگلیس نیروی دریائی قوی نداشت میخواست با تسلط بر ایران به این آرزو دست یابد.

 "كلوتيد ريس " فرانسوي كه در اغتشاشات اخير به جرم جاسوسي دستگير شده است،

 "كلوتيد ريس " فرانسوي كه در اغتشاشات اخير به جرم جاسوسي دستگير شده است،

در دورة افشاریان و زندیان ، فعالیتهای اروپاییان در ایران به صورت استعماری درآمد و نیاز آنان به کسب اطلاعات دقیق در بارة ایران موجب تألیف کتابهای بسیار شد، از جمله دو جلد کتاب جونس هنوی که در 1156ـ1157/ 1743ـ1744 در ایران و در بارة مسائل اقتصادی انگلستان در دریای خزر نوشته شد و مؤلف بعدها مطالبی در بارة نادرشاه به کتاب افزود؛ نامه های طبیب نادرشاه از رنه بازن ، کشیش و پزشک فرانسوی که در اواخر حیات نادر در خدمت او بود؛ سفرنامة ژان اوتر، اوتر برای استقرار روابط بازرگانی بین ایران و فرانسه به ایران آمده بود؛ سفرنامة فریزر، وی در 1204/ 1790 به ایران آمد؛ سفرنامة ویلیام فرانکین ، وی در 1201/ 1787 به ایران آمد و مطالب مبسوطی در بارة مردم ایران بویژه مردم فارس نوشت .

نامه ناپلئون بنا پارت به فتحعلی شاه قاجار

سلام بر تو!
 من همه جا مأمورینی دارم که از آن چه که اهمّیّت دارد مرا آگاه می کنند .آوازه ی شهرت من تورا معلوم داشته که من که هستم و چه کرده  ام و چگونه فرانسه را برتر از ملل غرب قرار دادم .میل دارم به من بگویی که چه کرده ای و برای تأمین بقای سلطنت خود چه نظری داری؟ایران کشور شریفی است که خداوند عطایای خود را در حق آن دریغ نداشته است.مردمان آن مردمانی هوشیار وبی باک اند وشایسته ی آنند که حکومت خوب داشته باشند.پیشینیان تولابد از یک قرن به این طرف لایق حکمرانی چنین ملّتی نبوده اند که گذاشته اند از نفاق خانگی آزار ببینندواز بین بروند.
 نادر شاه جنگجوی بزرگی بود.قدرتی بسیار به دست آورد.برای فتنه جویان وحشت انگیز بود .بردشمنان خود چیره شدوبا افتخار پادشاهی کرد؛امّا این فرزانگی را نداشت که هم به فکر حال وهم در اندیشه ی آینده باشد.
 من یک تن از خدمت گذاران خویش را به نزد تو می فرستم که در بَرِ من مقامی مهم واعتمادی کامل دارد.من از تو خواهش می کنم از او خوب پذیرایی کنی ویاری پروردگار وسلطنت طولانی وباافتخار وعاقبت خیر باری تو آرزومندم.
(منبع:کتاب "هزارپیشه")
 

ناپلئون بناپارت

در این تصویر مجسمه نادر وسربازاتش که نشان میدهد لشکر نادری از طوایف و قومیتهای مختلف  و متحد ایران تشکیل شده است

نادرشاه افشار

 

 

لازم به یاد آوری است که آواز افشاری متعلق به طوایف افشار است که اغلب آنان

 

در استان زنجان ( اعم ازمناطق طارم ،ماهنشان ،قیدار ،ابهر ،قره پشتلو ،غنی بیگلو

 

قیزیل گچیلو،انگوران و قسمتی از دهات افشار نشین تکاب وشاهین دژیا صایین قلعه

 

آزربایجان غربی زندگی می کردند که به منطقه جغرافیایی انگوران ) زنگان چسبیده

 

است. حوزه زیست اقوام افشارازصایین قلعه وتکاب آزربایجان غربی تا دهستانهای

 

افشاریه جنوب قزوین ( بویین زهرا ) و برخی از دهات ساوجبلاغ کرج ادامه دارد .

 

افشارها پایه گذار آواز افشاری بودند که اساس و پایه موسیقی کنونی ایرانی شده است .

 

آواز افشاری گرچه یک آواز قبیله ای است ولی از مرحله آواز قبیله ای تکامل یافته ،

 

به مرحله ی آواز ملی و موسیقی ایران ارتقاء یافته است ،لذا امروزه در اکثر کتابهای

 

کتابهای موسیقی ایرانی فصلی تحت عنوان آواز افــــشاری وجود دارد ، درحالی که

 

آوازهای قبیله ای دیگرایرانی ،نظیر؛ بلوچ و بندری و تورکمنی و غیره درهمان حـد

 

موسـیقی محلی باقی مانده اند .دلیل اینکه آوازافشاری تکامل یافت ،این بود که آنان با

 

تشکیل دولت افــشاریه و با ترویج 22ساله آوازخود وبا استفاده از بهترین نوازنده ها

 

و معلمین موسیقی نیز با جذب و پردازش عناصر مختلف موسیقی افـــشاری خود در

 

درون اردوگاه های نظامی و درون دارالحکومه های شهرهای ایران وآســیا که صدها

 

تن از سران افــــــشار حاکم آن بودند ، به تکامل و نمو شــــکوفایی آواز افشاری خود

 

                   پرداختند .

     لباس محلي كلات نادر

اقوام افشار سیصد سال قبل و در عصر گله داری و رمه داری ، پایه گذار نت های دقیق و موزونی از موسیقی افشاری بودند . امروزه ما هنوز از رامشگرانی که بهرام گور به ایران آورده بود صحبت می کنیم در حالی که پایه گذار موسیقی کنونی ایران را که دولت افشاری است نمی شناسیم ، در حالی که منابع مستند تاریخی آنرا اثبات می کنند .

دولت افشاریه بر خلاف دولت زندیه و صفویه که دولت های ضعیف مستعمراتی و متکی به جهل توده مردم بودند ، دولت مقتدری بود که برای حفظ قدرت سیاسی خود به مراسمی که فقط درگیری های قومی مذهبی را شکل دهد ، نیازی نداشت و یا با قــــــدرت اجانب و قدرت جهل مردم نیز متکی نبود و در سایه ی قدرت و اتکا به نفس خود به تکامل موسیقی  وهنرپرداختند( بطوری که نادرشاه نتوانست دردوره 22ساله حکومت خود پایتختی رسمی  برای خود انتخاب کند) بطوری که ده ها نوع ابزار آلات موسیقی را می شناختند .              

 نادرشاه در یکی از تیره ترین روزهای ایران سربرافراشت تا چاره ساز تیره روزی گردد .نادر شاه افشار در سال ۱۶۸۸ در ایل افشار در کبهان ایران به دنیا آمد. اسم اصلی او نادرقلی بود

هزاران مغنی و نغمه پرداز در این دوره ، در این دوره در اردوگاهــــــهای نظامی حضور

 

داشتند و انواع نغمه پردازها را از ملل مختلف و قومیتهای مختلف جذب کرده و به مسابقه

 

وا می داشتند و به آنان جایزه و پاداش می دادند. وپس ازخاتمه هرجنگ نوازندگان به رقابت   و هنر نمایی می پرداختند .                         

نادر در سفر به هند گوشه های موسیقی "راک کشمیری" و "راک هندی" و "صفیر ارک"

و غیره را جزو موسیقی ایرانی گرداند . از جمله سران افشار منطقه زنگان که در دولــت

 

افشاریه بودند می توان از ابوالــحسن خان افــــشاری ابهری نام برد که در دوره ی نادر به حکومت شهر اصفهان گماشته شده بود و یا ذولفقارخان افشار ایرلو ، علیخان زایرلوی افشار موسی خان افشار ایرلوی تارمی و پناه خان افشار قلعه پری خمسه ، محمد قلی خان سعد لوی افشار قره پشتلو و فرج اله خان افشار سعد لو و یا محمد خان سعد لوی افشار بود که ســران منطقه آق کند قره پشتلو استان زنگان بودند.                                                                  

 

آوازبیات تورک متعلق به موسیقی قبیلگی طایفه بیات (بایات)است که جزوی از تورکان اوغــوز ومتحدین ایل افشار بودند . برخی از سران آنها در دوره نادر بعد از غلبه بر محمد خان بلـــــوچ  حاکم شیراز ساکن آن شهر شدند و آواز بیات شیراز و بیــــات اصفهان را همــــــگی بخش های فرعی از آواز بیات تورک هستند پایه گذاری کردند . آواز افشــــار وبیـات در دویست سال اخیر  منجربه پیدایش دستــــگاههای موسیقی ایرانی نظیر : دستگاه شور ، ماهور ، نوا ، سه گــــانه ،

 

چهارگانه راست پنجگانه و .. شدند که دراین دستگاه های موسیقی ایرانی تعدای از عنــــــــاصر      موسیقی و گوشه های آواز افشاری و آواز بیات تورک اقتباس فرهنـــگی شده است .

 


اذان شیخ کریم موذن زاده اردبیلی

پسران شیخ کریم، اذانی را که پدرشان در آواز بیات ترک ساخته بود، می‌خواندند. اما بیشتر از همه رحیم موذن‌زاده آن را می‌خواند به خصوص که بعد از مرگ پدر، او به جای شیخ کریم موذن مسجد امام شد. ودود موذن‌زاده فرزند سلیم موذن‌زاده اردبیلی، سومین نسل از این خانواده‌است که این اذان را می‌خواند. آنها همه صدای خوبی دارند و راه شیخ کریم را دنبال کرده‌اند.ودود موذن‌زاده درباره ساخت این اذان می‌گوید: پدربزرگم شیخ کریم، موذن، مداح و تعزیه‌خوان بود اما موسیقی ایرانی را به خوبی می‌شناخت. آن دوره بیشتر مداحان و تعزیه‌خوان‌ها به خصوص تورکهای اذربایجان، موسیقی دستگاهی را می‌شناختند. مکتب‌خانه‌هایی بود که مداحان آنجا دوره می‌دیدند، البته نه به اندازه یک موسیقی‌دان بلکه تا اندازه‌ای که موسیقی اصیل و دستگاه‌های معروف آن را بشناسند و بتوانند اجرا کنند. شیخ کریم در جوانی اذان را بر اساس آواز بیات ترک می‌خواند. اذانی که شیخ کریم موذن‌زاده در مسجد امام بازار تهران اجرا کرد، آنقدر مورد توجه قرار می‌گرفت که رادیو آن را ضبط کرد. این اذان به گفته خانواده شیخ کریم اولین اذانی است که از رادیو پخش شده‌است. ودود موذن‌زاده ماجرای ضبط رادیویی اذان را این‌گونه تعریف می‌کند: پدرم می‌گوید سال هزار و سیصد و بیست و دو این اذان ضبط و از رادیو پخش شد تا سال سی و هفت هم پخش می‌شد. اما از آن به بعد، اذان پسر بزرگ شیخ کریم یعنی رحیم موذن‌زاده پخش شد. او پس از پدر در مسجد امام اذان می‌گفت. بعد هم در حوزه علمیه قم درس خواند و منبرخوان مسجد امام شد. سال‌ها آنجا منبر می‌گفت و بعد از منبرها به مناسبت‌هایی می‌خواند. قبل از این‌که شیخ کریم اذانی را در موسیقی ایرانی آواز بیات ترک بخواند، تمام اذان‌ها عربی بود. او کار دشواری را به سرانجام رساند چرا که گنجاندن اذان در دستگاه‌های ایرانی، کار آسانی نیست. بعد از او هم تلاش‌های زیادی برای خواندن اذان‌های مشابه شد، اما هیچ‌کدام با موفقیت همراه نبود. اذان موذن‌زاده‌ها تنها اذان در دستگاه‌های موسیقی ایرانی است. خود من هم هفت سال پیش در مسابقه‌ای به کمک دوستانی که همه صاحب‌نظر موسیقی بودند، می‌خواستم در این اذان تغییر بدهم، اما هیچ کاری نتوانستم بکنم. انگار این اذان یک معجزه بود.

موذن زاده اردبيلي

حسين صبحدل قاري و موذن برجسته كشور

استاد حسين صبحدل موذن خوش لحن، در سال ‪ ۱۳۱۰‬در ميدان محمديه تهران ديده به جهان گشود و از همان دوران كودكي به موذني در مساجد و فعاليت در هيات هاي مذهبي مي‌پرداخت.

وي از جمله موذنيني است كه به تمام زواياي موسيقي ايراني تسلط كافي دارد و همين مسئله باعث خلق اذان او در مايه بيات ترك شد. اذان او همانند موذن زاده در يك دستگاه آوازي است اما دو نوع متفاوت را با شيوه مختلف موسيقيايي بيان مي‌كند.

قدمت اذان صبحدل به سه دهه مي‌رسد كه در واقع جزء آخرين اذان‌هاي شكوهمند است. البته او اذاني هم در دستگاه ماهور دارد.

به گفته بسياري از صاحب نظران اذان موذن زاده و صبحدل هم پهلو و هم رديف هستند و نمي‌توان يكي را بر ديگري برتر دانست.

استاد حسين صبحدل موذن خوش لحن

یاد و خاطره هر دو عزیز به جا مانده است و غم و اندوهشان در قلبمان.

    پس ای ايراني به گذشته ، آبا و اجداد و زبان خود افتخار کن و آن را عزیز بدار.

 

 

                منابع و مآخذ :    

                     

                        تاریخ زنجان / ثبوتی، هوشنگ

                       شناسایی جاذبه های تاریخی وطبیعی استان زنجان / فتحی اصل، محمد

                       ایران و ترکان در روزگار ساسانيان/

/ رضا،عنایت اله

                       جاده ابریشم / آیرین فرانک و دیوید برانستون

                       تاریخ زبان ترکی در آزربایجان / شاهمرسی، پرویز

                       تورکلرین تاریخ و فرهنگینه بیر باخیش / هیات ، جواد

                   ه  و برخی اضافات گرد آورند

+ نوشته شده در  پنجشنبه نهم مهر 1388ساعت 2:58 قبل از ظهر  توسط علی  | 

در درفش شاهی یا بیرق سلطنتی نادرشاه افشار از رنگ سبز دوران صفوی که در آن زمان نشان تشیع بوده‌است استفاده نمی‌شده‌است. نادر شاه از دو پرچم استاندارد استفاده می‌کرد. درفشی سه رنگ با رنگهای قرمز، آبی و سفید و دیگری درفشی چهار رنگ که دارای رنگهای قرمز، آبی، سفید و طلایی بود. اما مهر نادر نشان شیر و خورشید با عبارت «الله الملک» بوده‌است.[۶]

بیرق سلطنتی نادرشاه افشار

      پرچم      رسمی     ایران                              Iranian national flag

   

پرچم دوران هخامنشی به احتمال زیاد عقابی با بال‏های گشوده با قرص خورشیدی در پشت سر عقاب بوده‌است و در زمان اشکانیان پرچمی استفاده می‌شد که به خورشید مزین بوده‌است

در قرون اولیه بعد از اسلام رنگ سیاه رنگ خلفای عباسی و پیروان و طرفداران آنها بوده و رنگهای سبز و سفید نیز رنگ مورد علاقه در پرچمهای مخالفین عباسیان مانند علویان، فاطمیان مصر و شورشیان ایرانی بوده‌است. از حدود قرن ۹ هجری (پانزده میلادی) نشان شیر و خورشید نشان محبوبی درپرچمهای ایران بوده‌است

در زمان فتحعلی شاه قاجار شمشیری به دست شیر داده می‌شود و استفاده از این نشان تا انقلاب ۱۳۵۷ ادامه پیدا می‌کند. نشان شیر وخورشید بعد از انقلاب ۱۳۵۷ با نشان جمهوری اسلامی جایگزین می‌گردد.

پرچم غزنویان به نقل از کتاب تاریخ رشید‌الدین                                      پرچم شیر و خورشید شناخته شده مربوط به فتحعلی شاه

حجم عظیم شواهد تاریخی و متون ادبی و باستان شناسی که احمد کسروی، مجتبی مینوی و سعید نفیسی گردآوری و بررسی کرده‌اند، نشان می‌دهد که خورشید در صورت فلکیِ اسد در منطقةالبروج از قرن هفتم هجری نقشی نمادین و رایج شد.

بگفته شاپور شهبازی در ایرانیکا «این نماد تلفیقی از سنن کهن ایران و عرب و ترک و مغول بود.» [۶] قدیمی ترین پرچم شیر و خورشید دار شناخته شده به سال ۸۲۶ هجری قمری (حدود ۱۴۲۳ میلادی) همزمان با دورهٔ تیموریان بر می‌گردد. این پرچم در مینیاتوری از شاهنامه شمس الدین کاشانی (یک منظومه از جهانگشایی مغولان) به تصویر کشیده شده‌است. این مینیاتور که حمله مغولان به حصار شهر نیشابور را نشان می‌دهد. سربازان (مغول؟) را نشان می‌دهد که پرچمی مزین به نشان شیر و خورشید در کنار پرچمی دیگر مزین به هلال ماه حمل می‌کنند. [۶]

مقبره نادرشاه در مشهد

    مقبره نادرشاه در مشهد

کنون نیز هشتاد درصد مردم استان زنگان (زنجان)از ایل افشاری می باشند .              

 

از قدیم محال خمسه،حوزه زیست جغرافیایی اقوام افشار بوده وامروزه کمی کوچکتر 

 

شده ودرمحدوده و حوزه استان زنجان باقی مانده است.این منطقه جــغرافیایی ازقدیم

 

به صورت یورت ائل افشار بود .افشار  از  کلمه تورکی  "اوشار" به معنی جلد وچابک

 

و قوم سریع العمل است که در جناح چپ سپاه اوغوزخان بودند . طایفه تورک افشار

 

یکی از شاخه های مهم و قدرتمند طوایف اوغــــوز بود که برای زندگی خود منطقه

 

جغرافیایی خــمسه را برگزیدند . طوایف مذبور که از بزرگترین و سلحشور ترین و

 

متمدن ترین اقوام تورک ایرانی بودند ،که  در زمان نادر شاه به دور او جمع شدند

 

نادرکه خود از تیره قره خلو و درمنطقه واقع در مرزانگوران زنگان و تکاب زندگی

 

می کردند،بوسیله شاه عباس وجهت مرزداری قلعه های نظامی شمال خراسان دربرابر

 

تاخت و تاز ازبک ها به قلعه نظامی دستگرد درکلات فرستاده شد تا نظیر ژاندارمری

 

امروزی جلوی تاخت وتازازبک ها را به خراسان بگیرند.( قابل توجه کسانی که ادعا

 

دارند تورکها اقوام خون ریز و چپاولگر می باشند ).

 اینان بخاطردفاع ازایران از ایل و طایفه خود جدا شده اند و به خراسان رفته اند .لهجه تورکهای استان خراسان شمالی نیزبه لهجه تورکهای استان زنگان شباهت بسیاری دارد)کتاب جهانگشای نادری به نقیض بودن افشارها در برابر ازبک ها و کوچ آنان از محال خمسه به خراسان اشاره کرده است

نادر دراین دوره تاریخی فقط سیصد خانوارافشار دراطراف خود داشت وسپس  

 

گروه خویشاوندان خود از ایل افشار را از منطقه خمسه کوچانده ، در خراسان دور هم

 

جمع کرده بود وهشتاد هزار خانوار افشار در ارتباط با دولت افشاریه ، مرزهای ایران

 

   را به حد مرزهای ایران در دوره ساسانی و هخامنشیان گسترش دادند .                      

 

محدودهٔ فرمانروایی افشاریان.(نادر شاه افشار)

محدودهٔ فرمانروایی افشاریان.(نادر شاه افشار)

افشارها ازاقوام متمدن ایران آن زمان بودند که پایه گذارصنعت نوین نظامی،توپ ریزی

 

، نقاشی های ظریف و نیز مبتکر استفاده از بهترین نژاد دامی یعنی قوچ افشاری بودند.

 

 که این نژاد دامی هم اکنون نیز در استان پرورش و نگهداری می شود .                 

 

                     آواز افشاری

 

آواز افشاری و آواز بیات تورک از موسیقی های اصیل منطقه ای زنگان است ، که

 

بروی دستگاههای موسیقی اصیل ایرانی نظیر : سه گاه ، چهار گاه ، راسـت پنچگاه

 

شور و نوا ، تاثیر فرهنگی گذاشته است . از بسیاری از عناصر نوا و گـــوشه هایی

 

نظیر در آمد ، جامه  دران ، حصار ، قرایی ،نهیب ، حزین ،رهاب ،صدری ،مثنوی 

 

و عراقی جزو آواز افشاری این منطقه از استان زنگان است که طوایف افشار ساکن

 

در دهستان ها و شهرهای آن می باشند و نیز برخی عناصر آواز بیات ، نظیر :

 

گوشه های روح الارواح ،دوگاه،فیلی،شکسته،قطار،شهابی ،مهربانی وشکسته شهابی

 

را از راه تاثیر گذاری فرهنگی به دستگاه های موسیقی اصیل ایرانی وام داده است .

 

لازم به یاد آوری است که آواز افشاری متعلق به طوایف افشار است

+ نوشته شده در  پنجشنبه نهم مهر 1388ساعت 1:44 قبل از ظهر  توسط علی  | 

 تورکان زنگان( افشاریه): پست دوم(ادامه دارد)

البته درمورد فرزندان اوغوزخان  نظریه ای  وجود دارد: تورکهای کشورترکیه

 

 معتقدند اوغوز خان 5 پسر داشته به هـــمین دلیل پرچم این کشور دارای ســـتاره

 

پنج پرمی باشد. ولی در کشور جمهوری آزربایجان مردم معتقد هستند اوغوزخان8

 

پسر داشته و به همین دلیل هم پرچم آنها دارای ستاره 8 پر می باشد 

پرچم کشور جمهوری آزربایجان                           پرچم کشور ترکیه

رنگ سرخ وماه آن به گفته مورخان بيرق شناس همان آيين ميترايي و مهر و خورشيد است  برگفته شده از آيين ميترايي سرزمين ايران است

 

اوغوزها به دو دسته بوزاوق (تیره خاکستری) یا شاخ راست و اوچ اوق (سه تیر)

 

یا شاخ چپ تقسیم می شوند. شاخه های فرعی این دو دسته نیز بسیارند.اوغوزها

 

درایران حکومت سلجوقیان و در آسیای صغیر حکومت عثمانی را بوجود آوردند .

 

              تورکان استان زنگان ( ایالت خمسه *):                                         

 

شهرزنگان به وسیله اردشیر بابکان ساسانی ساخته شده و نام آن را شهین نهاده است

 

بعدها به زندیگان تبدیل گشته است ( زندیگان = مردمان اهل کتاب زند ) به مــرور

 

زمان درمحاوره ها دال و یای آن مخفف گردیده و به زنگان تبدیل شده است . بعد از

 

 استیلای اعراب بر این سرزمین چون اعراب حرف " گ " را نداشتند این حرف به

 

" ج " تبدیل شده است و زنجان عربی شده زنگان می باشد .             

       

 

مردم این استان از نظر قومیت یکدست نمی باشند تیپ های مختلف اقوام تورک با

 

نام طایفه قنغور در قرن هفتم هجری در منطقه وارد گردیده ، همچنین اقوام گرجی

 

که دردوران صفویه ازآذربایجان کوچانیده شده با قبایل ایلات خمسه،تیپ مخصوص

 

 زنگانی را پدید آورده اند .                                                                     

 

 از سیصد سال پیش تا قبل ازتقسیمات کشوری،این استان با نام "خمسه" شناخته می شد.

 

 به دلیل وجود پنج ایل تورک : شاهسون ،اوصانلو ،مقدم ، بیات ، افشار وهم چنین

 

 شاخ های فرعی  این ایلات شامل : بیگدلی ، خدابنده لو ، نجفی ، دویران ، مرادلو ،

 

بیگلی ، بایندُر، استجلو و .......                                                                  

 

 و هم اکنون نیز هشتاد درصد مردم استان زنگان از ایل افشار می باشند .     

{   ساکنین شهر توکیو در ژاپن ریشه تورکی دارند   }     

   البتهبا توجه به پست قبلی در این مورد باید به یک ریشه تاریخی نیز میتوان اشاره کرد و ان صنعت اهنگری پیشرفته در میان اقوام تورک از تورکهای خاور تا تورکهای باختر اشاره کرد.

میدانیدصنعت چاقو سازی در زنجان در ایران بهترین است.

برای اشنایی بیشتراینجا کلیک کنید

در شرق اسیا توکیو همانند زنجان بهترین چاقوها و شمشیرها را میسازد که از نیاکان تورک نژادشان به ارث برده اند که یادآور سنت های کهن قدیمی کشور ژاپن در تولید شمشیرهای سامورایی ژاپنی هستند.

 

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و هفتم خرداد 1388ساعت 4:48 بعد از ظهر  توسط علی  | 

 

 تورکهای استان زنگان ( افشاریه) :پست اول(ادامه دارد)

دكتر محمد رضا بيگدلي _بيگدلي يك شاخه از طايفه افشاريهدكتر محمد رضا بيگدلي _بيگدلي يك شاخه از طايفه افشاريه

تورکان مردمانی از نژاد سفیدواكثرا زردپوست هستند . آنــها بیشتر دارای صورت گرد ، متمایل

 

به بیضی و با قـــدی متوسط 167 سانتی متر هستند . پدران تورکان قدیم

 

سال پ . م در1700  بر سرزمین های پیرامون کوهستان تیان شان " کوهــــهای آرال

 

غرب چین حاکم بودند . که هم اکنون ایالت ایغورستان " سین کیانگ " نام دارد

 

اولین دولت تورک ، در سده ی ششم میلادی توسط گوگ تورک ها (ترك هاي آسماني) تشکیل شد و

 

این نام به این ملت تعلق گرفت . واژه تورک ، معانی گوناگونی چون

 

نیرو ، مغز ، انتظام ، کلاه خود ، نیرومند ، استوار و تولید مثل دارد  و معانی گوناگونی چون

  درهــــندی توروخا ،          و      چینی توچوئه

و ژاپنی توکیو می باشد . این بدین معنی است که باید واضح بگوییم که دامنه نفوذ اقوام ترک به هند چین و ژاپن هم کشیده است یعنی ساکنین شهر توکیو در ژاپن ریشه تورکی دارند و هم نشان دهنده این موضوع است که  تورکها هم گذشته درخشانی در تاریخ داشتند و هم اکنون در دنیا تمدنی با شکوه دارند

يك زن توكيوئي با لباسي از  150 سال گذشتهيك زن توكيوئي با لباسي از 150 سال گذشته(در صورت باز نشدن عكس اينجا  كليك كنيد)

 تورکان در سال 656 م بر کـرانه جیحون مستقر شدند

 

و تاشکند ، بخارا و ســـمرقند را به دست گرفتند . یک شــعر تورکی که در سال

 

۷۳۲ م سروده شده است ، چنین می گوید  :

 

آن گاه که آسمانی آبی در آن بالا آفریده شد و زمین تیره در این پایین ، پسران انسانها در میان آن

 

 دو به جهان گام گذاشتند. بر فــــــراز پسران انسان ها خاقان سر برکشیدآنان سپس از رسیدن به

 

 سـروری ، بر نهادها و امپراتوری مردم تورک چـــیرگی یافتند .آنان در چهارگوشه زمین دشمنان

 

 بسیاری داشتند،امـا با لشکرکشی هایشان آن دشمنان بسیار را در چهار گوشه ی زمین به بردگی

 

کشیدند و سر جایشان نشاندند ، آنان وادارشان کردند که سر خم کنند و زانو به زمین بزنند . آنها

 

ما را قادر ساختند که از کــوههای خینگان در خاور تا دروازه های آهنین در باختر خـانه گــزینیم

 

سراسر سرزمین های مـیان این دو اردوگاه مرزی ، قـــــــلمرو تورک های دلیر کشیده شده است.

 

تورکان غربی یعنی ساکنین شرق دریای خـزر،ایران ،تورکیه ،آزربایجان، عراق

 

و بالکان از قبایل اوغوز هستند . اقوام تورک با 29 لــهجه سخن میگفتند ازاینان

 

 22 لهجه دارای گرامر و ادبیات مستقل بود . به نوشته جامع التواریخ اوغوزخان

 

شش پسربه نامهای گون ( خورشید )، آی (ماه)، یولدوز( ستاره)، گوگ (آسمان) ،

 

 تاق( کوه ) و دینگیز ( دریا ) داشت .   

   نادرشاه افشار ، نسخهٔ اصلی در موزهٔ ویکتوریا و آلبرت در شهر لندن   

  ادرشاه افشار، نسخهٔ اصلی در موزهٔ ویکتوریا و آلبرت در شهر لندن    

       

اَفشار یا اوشار یکی از ایل‌های ترکمان [۱][۲] [۳] [۴][۵] [۶] است که در زمان شاه اسماعیل صفوی همراه با شش ایل بزرگ از آناتولی عثمانی به ایران آمدند و پایه‌های سلسله صفوی را بنیاد گذاردند. این ایل به دو شعبه بزرگ تقسیم می‏شد: یکی قاسملو و دیگری ارخلو یا قرخلو؛ نادر شاه افشار از شعبه اخیر بود. طایفه قرخلو را شاه اسماعیل از آذربایجان به خراسان کوچاند و در شمال آن سرزمین، در نواحی ابیورد و دره گز و باخرز تا حدود مرو مسکن داد؛ تا در برابر ازبکان و ترکمانان مهاجم سدی باشند. تعداد بسیاری از این ایلها در زمان شاه عباس اول در ایل شاهسون ادغام گشتند. ایل افشار ترک زبانند[۷]

          

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و هفتم خرداد 1388ساعت 1:3 قبل از ظهر  توسط علی  | 


اشکنازی

اين مطالب جنبه تحقيقاتي دارد و لا غير

اَشکِنازی گروهی از یهودیان هستند که اصلیتی از اروپای شرقی و مرکزی دارند. محققان می‌گویند اکنون بیش از ۱۱ میلیون نفر از دودمان اشکنازی در ۶۷ کشور زندگی می‌کنند و ۸۰ تا ۹۰ درصد جمعیت یهودیان امروزی را تشکیل می‌دهند. (۲)

به جز اشکنازی، گروه‌های دیگر یهودی وجود دارند که از جملهٔ آن‌ها می‌توان به سفاردی (یهودیان اندلس) و میزراهی (یهودیان خاورمیانه، آسیای مرکزی و قفقاز) اشاره کرد. در اسراییل امروزی معمولاً به همهٔ غیر اشکنازی‌ها، سفاردی گفته می‌شود. بسیاری از غیر اشکنازی‌های اسراییل اعتقاد دارند که اشکنازی‌ها بر علیه آن‌ها تبعیض نژادی صورت می‌دهند. (۴)

اصلیت

گمان می‌رود اشکنازی‌ها در قرون اول یا دوم از خاورمیانه به ایتالیا نقل مکان کرده باشند و سپس به اروپای شرقی مهاجرت کرده و همان‌جا، به گفته دانشمندان، جمعیت آن‌ها در قرن سیزدهم میلادی به شدت رشد کرد. در اروپای مرکزی و

اخیراً طبق برخی تحقیقات ژنتیکی مشخص شد که اشکنازی‌ها با مردم شمال غربی خاورمیانه و اطراف کوه‌های قفقاز ارتباط نزدیک ژنتیکی دارند. (۵)

مهاجرت گسترده‌ٔ اشکنازی‌ها از اروپا را برآورده‌شدنِ ابلاغِ حزقیال در تصرفِ اسراییل توسط «تركها»، و همچنین انجام آیات ۹۶ و ۹۷ سورهٔ انبیاء قرآن می‌دانند. (۱)

 در تورات

اصطلاح اشکنازی برگرفته از «اشکناز» است که در عبری قرون وسطی تا به امروز به معنی آلمان است. امّا در عبری باستان، «اشکناز» به گروهی از ترکان به ویژه ترکان اغوز گفته می‌شد. همچنین در تورات (سفر پیدایش)، «اشکناز» فرزند گومر، نوهٔ یافث است؛ و سپس در کتاب ارمیا، «اشکناز» به مناطق نزدیک آرارات و قفقاز گفته شده‌است. (۲)

منابع

  1. [۱][۲]

http://www.jomhourieslami.com/1384/13840218/13840218_jomhori_islami_08_maghalat.HTML#matlab_3

 

       http://www.islamawareness.net/Yajuj/gog.html

2.    Wikipedia contributors, "Ashkenazi Jews," Wikipedia, The Free Encyclopedia, http://en.wikipedia.org/w/index.php?title=Ashkenazi_Jews&oldid=197210517

1.        کستلر، آرتور: خزران، محمدعلی موحد، تهران، خوارزمی، 1361

 

.   [۳][۴]

http://www.ha-keshet.org.il/index.html                

http://www.adva.org/default.asp?lang=en 

 

3.[5] 

http://www.nature.com/ejhg/journal/v13/n3/full/5201319a.html#pref 

تصویر این زوج، تفاوت ظاهری یک اشکنازی، با یک میزراهی (یهودیان خاورمیانه، آسیای مرکزی و قفقاز) را نشان می‌دهد

 تصویر این زوج، تفاوت ظاهری یک اشکنازی، با یک میزراهی (یهودیان خاورمیانه، آسیای مرکزی و قفقاز) را نشان می‌ده

گابي اشكنازي، سكاندار جديد جنگ افروزي‌هاي صهيونيست‌ها

گابي اشكنازي، سكاندار جديد جنگ افروزي‌هاي صهيونيست‌ها


پست جدید: در تاریخ ۲۵/۳/۸۸ بعد از انتخابات خواهد بود

عنوان پست جدید:تورکان استان زنگان

توضیحات:

 طوایف مذبورکه از بزرگترین و سلحشور ترین و

 

متمدن ترین اقوام تورک ایرانی بودند ، در زمان نادر شاه به دور او جمع شدند.

 

نادرکه خود از تیره قره خلو و درمنطقه واقع در مرزانگوران زنگان و تکاب زندگی

 

می کردند،بوسیله شاه عباس وجهت مرزداری قلعه های نظامی شمال خراسان دربرابر

 

تاخت و تاز ازبک ها به قلعه نظامی دستگرد درکلات فرستاده شد تا نظیرژاندارمری

 

امروزی جلوی تاخت وتازازبک ها را به خراسان بگیرند.( قابل توجه کسانی که ادعا

 

دارند تورکها اقوام خون ریز و چپاولگر می باشند

+ نوشته شده در  جمعه پانزدهم خرداد 1388ساعت 1:25 قبل از ظهر  توسط علی  | 

روشنفکران ایرانی نظریات نژاد پرستانه آن زمان اروپا را بعنوان حقایق علمی پذیرا شدند.

رژیم پهلوی با صرف هزینه های فراوانی به از بین بردن فرهنگ و هویت ملل مختلف ساکن ایران پرداخت و با بهانه های چون تعدد زبانی, تهدیدی برای امنیت و وحدت ملی کشور تلقی می شود, تاریخ ملل غیر فارس ساکن ایران بخصوص تورکها را مورد بایکوت فرهنگی قرار دادند. از این زمان بود که تحریف های ناروا درباره تاریخ, زبان و تورکهای آذربایجانی توسط عده اي از مورخان شروع شد. تفکرات پارس گرایی که بر پایه اریائیسم یر سه محور تحریف, تحقیر و تقتیل می چرخید. آنان از نظریه های واهی ” آذری” که از ابداعات احمد کسروی فقط در جهت تحریف تاریخ بوده و بس استفاده های فراوانی کردند. کلمه ” آذری” همواره از سوی شوونیستها به عنوان حربه ای برای انکار تاریخ تورکان دیرین ایران بکار رفته بود. اما تا به حال هیچ سندی یا کتیبه ای تاریخی بنام کلمه آذری آن هم نه بعنوان تبار و زبان یک ملت برخورد نشده و مدافعان این نظریات هیچ گونه مدرکی تاریخی ارائه نداده اند, بلکه همواره با نظریات همدیگر(به عنوان سند) بازی کرده اند. آنان خواستند با توسل به خیال پردازیهای خود همچنانکه برای نژاد آریایی(و نژاد برتري واهی) تاریخ ساختند برای کلمه “آذری” هم تاریخچه ای بتراشند.                

              

رضاشاه نام این قوم   تورك و «بربری»اطراف مشهد و فريمان را به خاوری تغییر داد همچنين با كوچاندن كردهاي مرز شرقي به منطقه كلات مشهد و ممزوج كردن انها با اقوام ترك يا طايفه جديد به نام كرمانج ايجاد كرد تا كردها و تركها را از فرهنگ خود خالي سازد

اینچنین بود که با ظهور تورک ستیزی جهانی که پس از فروپاشی امپراطوری عثمانی, تحت سیادت و نظارت انجمن پادشاهی لندن شکل گرفت و گسترش یافت دیگر سخن از فرهنگ دیرپای "مانای" تورکی باستان نرفت و اگر هم به اشاره ای به اجبار افتاد به تحقیر و توهین و کهتر بینی بسنده گردید و هنگامی که از مشرق زمین بعنوان گهواره تمدن یاد شده در صحبت از «سومریان» و اشاره ای به اینکه میراث فرهنگی بجای مانده سومری, به مثابه ی نخستین یادمانهای فرهنگ تورکی نیز بشمار می رود نشد و هیچ گاه سخن از فرهنگ کم نظیر "هونها", " گوی تورکها", "گوتی", "لولوبی", " مانا", " آراتتا", "اوراتوری", "کاسی" ها و... به میان نیامد که همگی در زمروه گروههای زبانی (اورال آلتایی) یا همان (التصاقی) جای میگیرند.

تاریخ خود سخن می گوید, که در مشرق زمین و جهان نخستین سنگ بنای تمدن را تورکان (سومری) بنا نهاده اند. قدمت فرهنگ تورکی در خاورزمین, به بیش از 9 هزار سال می رسد, آری 1800 سال پیش از میلاد, امپراطوری هیتی در بین النهرین و آناتولی و آذربایجان تاسیس شد. در حدود 3000-3200 سال پیش از میلاد مسیح, نخستین آثار تاریخ ادبیات تورکی در شهر سومری " اوروق" ایجاد شده است. اما سازمان های فراماسونری تورکی ستیزی شاهنشاهی در ایران از کودتای رضاخان به این سو, سعی ورزیده است که قدمت حضور تورکان در ایران به دوران حمله مغول و حتی صفویان برسانند!! که این ادعاهای پوچ خود به خود طرد می گردند.

نخستین کاوشهای باستانشناسی در ایران از سال 1897 از سوی هئیت علمی فرانسوی و با نیت خاصی شروع شده تا سال 1937 ادامه داشت, سپس ایادی آنان بیش از 40 سال کوشیدند تا اثبات کنند که فرهنگ ایران قبل از اسلام, فرهنگ پارسی و یهودی بود و مسلمین که اینان اغلب تورک و تازی می نامیدند, این فرهنگ کهن را از میان برداشته اند و جوانان امروز ایران باید با تورک ستیزی و عرب زدایی به آن فرهنگ اصیل و کهن ایرانی بازگردند.

ایادی استعمار مراقب بودند که در بازی باستانشناسی مبادا از زبان و فرهنگ اصیل تورکی سخنی به میان آید و هر کتیبه و نشانه ای از این زبان و فرهنگ(تورکی) به دست می آوردند یا نابود می کردند و یا به زیر زمین موزه ایران باستان می فرستادند چنانکه اکنون بیش ازیک هزار سنگ نبشته و کتیبه به گویشهای مختلف تورکی باستان در این زیر زمینها و مکانهای دیگر موجود است, که تاکنون قرائت و منتشر نشده است.

به برخی از یافته های تورکی باستان که از سوی بازیگران باستان شناسی ایران نگه داشته شده اشاره می کنیم:

-    ظرف فلزی سنگین وزن مخروطی شکل که در سال 1333 ه.ش, کشف گردیده و اکنون در موزه ایران باستان است.

-    یک رشته آبروی های زیرزمینی در مشرق مدخل نیمه تمام گوشه شرقی تخت جمشید در سال 1333 ه.ش که داری سنگ نبشته های تورکی است

-    کشف قمقمه سفالی مخصوص سواره نظام و پیاده نظام, در سال 1335 ه.ش که هم اکنون در موزه تخت جمشید است.

-         کشف یک صفحه برنزی با نوشته های تورکی باستان و با تصویر" گیلگمیش" متعلق به قرن 8 قبل از میلاد.

-    کشف دو خمره بزرگ سفالی به بلندی 30/1 و محیط 4 متر , قطر دهانه 28 سانتی متر در تخت جمشید که ظاهرا" برای نگهداری غلات و حبوبات بکار رفته است.

-    کاوشهای " گوی تپه" در سال 1948 به سر پرستی "ت.برتون براون" نماینده مکتب انگلیسی باستان شناسی در عراق.

-    کشف چند غار با نقوش و حروف فرهنگ دیر سال تورکی در اطراف ارومیه از جمله غار " داورزاغاسی" و غار " تمتمه" توسط "کارلتون کون" در سال 1948.

-    کشف آرامگاه شاهزاده تورکان ماننای در جنوب دریاچه ارومیه نزدیک " تاش تپه" مربوط به قرن 9 پیش از میلاد که کتیبه ای در روی سنگ به زبان تورکی باستان داشت و اکنون یک قطعه از آن در موزه بریتانیا قرار دارد.

-    کشف چند ظروف منقوش یا نوشته های تورکی باستان در طوالش ایران که اکنون در موزه ملی ایران نگه داشته می شود.

-         کاوشهای " شهر یئری" مشگین شهر و اشیای بدست آمده از آنجا مربوط به قرن 8 پیش از میلاد.

-    کاوشهای اطراف رودهای "کور – آراز" در مغان و اصلاندوز و وجود آثار و اشیای که بدست آمده از آنجا مربوط به قرن 8 پیش از میلاد.

 

        منابع:

1-      ناسیونالیسم قرن بیستم – کلن جی بارکلی- ترجمه یونس شکر خواه

2-      جهان عصر ما- جان میجر- ترجمه محمود جزایری – چاپ خرداد1350

3-   دوازده قرن سکوت(تاملی در بنیان تاریخ ایران)کتاب اول, برآمدن هخامنشیان – ناصر پورپیرار- تهران- نشر کارنگ – 1381

4-      نگاهی نوین به تاریخ دیرین ترکهای ایران – محمد رحمانی فر- تبریز-نشر اختر1379

5-   یادمانهای ترکی باستان – دکتر حسین محمدزاده صدیق – تهران 1380 – چاپ دوم – مرکز نشر آثار دکتر صدیق

6-      تورکلرین تاریخ و فرهنگینه بیر باخیش – دکتر جواد هئیت – وارلیق 1377 – چاپ دوم

7-   تاریخ مستند ایران و جهان (از عهد سومر نا عصر پهلوی) – احمد خلیل الله مقدم- تهران- انتشارات خوشه1380

8-      حزب پان ایرانیست – علی اکبر رزمجو-مرکز اسناد انقلاب اسلامی –چاپ اول 1378

9-      ناسیونالیسم و باستانگرائی در ایران- دکتر جواد هئیت – وارلیق شماره 126 – پاییز 1381

10- هفته نامه نوید آذربایجان شماره های 124- 125 -149- 305

مولانا گرچه تورك بود اما زبان تركي كاركرد لازم و جامعي براي سرودن شعر ندارد

اما چون خيلي از توركهاي مسلمان بخاطر فراگيري قرآن و قرابت زبان عربي و فارسي زبان فارسي را بر زبان مادري و سهولت ان را براي سرودن اشعار بگزيدن اما باز هم شمس تبريزي چيز ديگري بود اما عاقبت بلخ را رها كرد شمس را نيافت و در بين همزبانانش در قونيه تركيه حيات را بدرود گفت شايد اين اشعار هم از زبا دل سروده باشد.

        مولانای بلخی فیلسوف ایرانی و پدرعرفان جهان :

همزبانی خویشی و پیوندی است             مرد با نامحرمان چون بندی است

ای بسا هندو و ترک همزبان                ای بسا دو ترک چون بیگانگان

پس زبان محرمی خود دیگر است            همدلی از همزبانی خوشتر است

                                                                                                       

شيخ بهايي نمونه ديگري از توركهاي خاوري است كه خدمات بزرگ او به ايران و اسلام بر هيچ كس پوشيده نيست                                            

        شیخ بهایی بزرگترین معمار ریاضی و سپس معماری و مهندسی بوده است.                                         

 

+ نوشته شده در  سه شنبه پانزدهم اردیبهشت 1388ساعت 1:59 قبل از ظهر  توسط علی  | 

کتاب تاریخ ایران نوشته “جان ملکم” سفیر انگلیس و فرمانروایی هندوستان در زمان فتحعلیشاه را می توان اثر بنیادی در زمینه ایران باستان و نژاد برتري !! موضعی تاییدآمیز دارد و مدعی نابودی تمدن و فرهنگ ایرانی بدست اعراب است. از اینرو استراتژی و سیاست دوره پهلوی در ایران عبارت بود از ملی گرائی قومی متکی به زبان یعنی” پان فارسیسم” بود. بنا به شرایط دوران حکومت رضا شاه این نژاد به همراه زبان فارسی مبنای تفکرات پان ایرانیسم و پان فارسیسم گردید. بطوریکه سیاست استعماري حاکم بر افکار شوونیستی خاندان پهلوی بود که از بدو به قدرت رسیدن در ایران نغمه برتریت طلبی و تمامیت خواهی باستانگرایی کذایی قومی خاص- نژاد پرستی من در آوردی بر گرفته از استعمار غرب - عرب ستیزی- تورک ستیزی و اسلام ستیزی را برایمان به ارمغان آوردند.

 

" اردشیر ریپورتر" از زرتشتیان هندوستان و در خدمت سرویس جاسوسی انگلیسی در هندوستان بود. وی در اواخر سلطنت قاجاریه به ایران آمد و ساختن " تاریخ دیرین ایران" را از طرف انگلستان شروع کرد. او مدرسه علوم سیاسی را در تهران بنیان نهاد و کرسی " ایران باستان" این مدرسه را عهده دار شد, گروه بزرگی از تحصیل کردگان غرب چون محمود افشار یزدی را به دور خود جمع کرده و موفق به ترویج عرب ستیزی, تورک ستیزی و اظهار عجز در برابر غرب شد. از سوی دیگر او طرح روی کار آوردن یک فرد کاملا" مطیع بر اریکه قدرت ایران را طراحی و اجرا نمود. بر این اساس رضاشاه در اکتبر 1917 به اردشیرجی ریپورتر معرفی شد و چهارسال تحت کنترل سرویس جاسوسی اردشیر ریپورتر قرار گرفت. " دنیس رایت, دیپلمات انگلیس" که مدتی نیز سفیر انگلیس در ایران بود, در کتاب انگلیس ها در میان ایرانیان در مورد رابطه اردشیر ریپورتر, جاسوس انگلیسی با رضاخان می نویسد: اردشیر ریپورتر در سال 1917 رضاخان را دیده و بسیار پسندیده و تصمیم به تقویت عامل حس میهن پرستی در رضاخان را می گیرد. وی برای نخستین بار رضاخان را به آیرون ساید معرفی کرده است.

امتیازات مهم رضا شاه: نداشتن هیچ نوع گذشته قابل افتخار, نداشتن اصل و نسب روشن, ظاهر زمخت و خشن و نداشتن سواد بود و چون سواد لازم را نداشت لازم بود که جلسات توجیهی برای وی برگزار کنند تا اینکه او اعتماد به نفس لازم را کسب کند وی در خاطرات اش به این امر کاملا" اشاره نموده است, " رضا شاهی که غیر از قلدری و خشونت چیزی در او دیده نشده بود. آنها بایستی کتاب " شاهنشاهی هخامنشی" را می نگاشتند و کتاب " ایران از آغاز تا اسلام" را به رشته تحریر در می آوردند. وصیت نامه اردشیر ریپورتر که 25 سال جزو اسناد(top secret), (به کلی سری) دولت انگلیس بود, نشان می دهد که اردشیر ریپورتر با تحریف تاریخ که شگرد انگلیسی ها و منورالفکران وابسته به آنها است گرایش های اسلام ستیزی-تورک ستیزی رضاخان را تحریک و در مقابل گرایشات ناسیونالیستی را در او تقویت می کند.

 

روشنفکران ایرانی نظریات نژاد پرستانه آن زمان اروپا را بعنوان حقایق علمی پذیرا شدند.

رژیم پهلوی با صرف هزینه های فراوانی به از بین بردن فرهنگ و هویت ملل مختلف ساکن ایران پرداخت و با بهانه های چون تعدد زبانی, تهدیدی برای امنیت و وحدت ملی کشور تلقی می شود, تاریخ ملل غیر فارس ساکن ایران بخصوص تورکها را مورد بایکوت فرهنگی قرار دادند. از این زمان بود که تحریف های ناروا درباره تاریخ, زبان و تورکهای آذربایجانی توسط عده اي از مورخان شروع شد. تفکرات پارس گرایی که بر پایه اریائیسم یر سه محور تحریف, تحقیر و تقتیل می چرخید. آنان از نظریه های واهی ” آذری” که از ابداعات احمد کسروی فقط در جهت تحریف تاریخ بوده و بس استفاده های فراوانی کردند. کلمه ” آذری” همواره از سوی شوونیستها به عنوان حربه ای برای انکار تاریخ تورکان دیرین ایران بکار رفته بود. اما تا به حال هیچ سندی یا کتیبه ای تاریخی بنام کلمه آذری آن هم نه بعنوان تبار و زبان یک ملت برخورد نشده و مدافعان این نظریات هیچ گونه مدرکی تاریخی ارائه نداده اند, بلکه همواره با نظریات همدیگر(به عنوان سند) بازی کرده اند. آنان خواستند با توسل به خیال پردازیهای خود همچنانکه برای نژاد آریایی(و نژاد برتري واهی) تاریخ ساختند برای کلمه “آذری” هم تاریخچه ای بتراشند.                

              

رضاشاه نام این قوم   تورك و «بربری»اطراف مشهد و فريمان را به خاوری تغییر داد همچنين با كوچاندن كردهاي مرز شرقي به منطقه كلات مشهد و ممزوج كردن انها با اقوام ترك يا طايفه جديد به نام كرمانج ايجاد كرد تا كردها و تركها را از فرهنگ خود خالي سازد

اینچنین بود که با ظهور تورک ستیزی جهانی که پس از فروپاشی امپراطوری عثمانی, تحت سیادت و نظارت انجمن پادشاهی لندن شکل گرفت و گسترش یافت دیگر سخن از فرهنگ دیرپای "مانای" تورکی باستان نرفت و اگر هم به اشاره ای به اجبار افتاد به تحقیر و توهین و کهتر بینی بسنده گردید و هنگامی که از مشرق زمین بعنوان گهواره تمدن یاد شده در صحبت از «سومریان» و اشاره ای به اینکه میراث فرهنگی بجای مانده سومری, به مثابه ی نخستین یادمانهای فرهنگ تورکی نیز بشمار می رود نشد و هیچ گاه سخن از فرهنگ کم نظیر "هونها", " گوی تورکها", "گوتی", "لولوبی", " مانا", " آراتتا", "اوراتوری", "کاسی" ها و... به میان نیامد که همگی در زمروه گروههای زبانی (اورال آلتایی) یا همان (التصاقی) جای میگیرند.

تاریخ خود سخن می گوید, که در مشرق زمین و جهان نخستین سنگ بنای تمدن را تورکان (سومری) بنا نهاده اند. قدمت فرهنگ تورکی در خاورزمین, به بیش از 9 هزار سال می رسد, آری 1800 سال پیش از میلاد, امپراطوری هیتی در بین النهرین و آناتولی و آذربایجان تاسیس شد. در حدود 3000-3200 سال پیش از میلاد مسیح, نخستین آثار تاریخ ادبیات تورکی در شهر سومری " اوروق" ایجاد شده است. اما سازمان های فراماسونری تورکی ستیزی شاهنشاهی در ایران از کودتای رضاخان به این سو, سعی ورزیده است که قدمت حضور تورکان در ایران به دوران حمله مغول و حتی صفویان برسانند!! که این ادعاهای پوچ خود به خود طرد می گردند.

 

پاسارگاد

+ نوشته شده در  سه شنبه پانزدهم اردیبهشت 1388ساعت 1:40 قبل از ظهر  توسط علی  | 

 

میدهد پدیده ای بنام نژاد پرستی یا راسیالیزم بوده که با آنکه مردم به عواقب شوم آن آگاهند هنوز از میان نرفته و یکی از مسایل حیاتی زمان ما را تشکیل

 . در این نوشته این پدیده را از اواخر قرن نوزده بررسی کرده و همچنین به ناسیونالیسم افراطی پارسی آریایی که هدیه غربیان به رضاخان بود می پردازیم ....

 

  ناسیونالیسم و نژاد گرایی:

با آغاز موج فتوحات استعماری اروپاییان در قرن 19 میلادی مسئله نژاد گرایی وسیله ای برای توجیه تسلط و استثمار بود.

نژادهای بشری دارای استعدادها و توانایی های ذهنی و اجتماعی گوناگون و نابرابری هستند

برخی از نژادها از نظر زیستی ضعیف تر از سایر نژادها می باشند و توانایی تشکیل و حفظ جوامع متمدن و متجدد را در سطح عالی ندارند و تنها نژادهای برترند که توانایی و لیاقت حکومت کردن را در جهت خیر و صلاح عمومی و پیشبرد تمدن را دارندكه نژادهای ضعیف تر از انجام این کار عاجزند.

غربی ها با لباس علمی پوشاندن به این نظریه واهی این امکان را برای استعمارگران فراهم کردند تا اقدامات وحشیانه خود در قتل و غارت مردم مستعمرات را توجیه نمایند.

هدف از این کار استعمار فرهنگی, اولا” : متزلزل کردن هویت ملت های مستعمرات بود تا بتوانند براساس سلب هویت, غارت و چپاول و سایر برنامه های استعماري خود را آسانتر انجام دهند. استعمارگران با استفاده از دیالوگ سوردل, که می گوید « بچه زمانی که از سوی مادرش رانده و تحقیر می شود, برای فرار از وضعیت موجود به خود مادر پناه می برد». به تحریف و تحقیر و نابود کردن فرهنگ, زبان, آداب و رسوم و تاریخ, در یک کلام موجودیت مردمان مستعمرات را ضمن تلاش برای بی ریشه و بی هویت کردن(خالی شدن از فرهنگ خود) آنها که منجر به از خود بیگانگی و یا الینه شدن می گردید می پرداختند.آنها فرهنگ و ارزش های منحط خود را بر مردم مستعمرات تحمیل می کردند و می کنند تا تسلط به آنان آسان گردد. نظریه موهوم نژاد (برتر) آریایی نیز اقدامی در این راستا می باشد.

 

ریشه های نظریه واهی و افسانه ای برتري نژاد آریایی:

افسانه ای است که بیشتر برای توجیه یک تسلط یا استثمار به کار رفته است.

تمام این کوشش دلخراش در ابتدا یک تلاش هویت سازانه از سوی دانشگاه های اروپا بود.

تئوری پردازان نژادی درغرب به منظور تدارک پیشینه درخشان برای خویش ناگزیر چشم به شرق به ویژه سرزمین وسیع و غنی هندوستان دوختند از آنجاکه مشرق زمین به

واقع هم گهواره تمدن و هم مهد اخلاق و سازش و فرهنگ بوده است آنها تلاش می کردند تا دیرینه خود را به مرکزی غنی تر و متمدن تر وصل کنند

نخستین بار زبان شناسی به نام سر ویلیام جونز انگلیسی به سال   1786

زبان های سانسکریت لاتین و یونانی را از یک ریشه دانست اما آن ریشه را مفقود شده نامید و عنوان آریایی را به این زبانها داد.!!

بنابراین تحقیقات بعدی زبانشناسان از قبیل فردریک شلگل تامس یانگ راسموس راسک  , یوهان دولونگ, ماکس مولر و...با توجه به اینکه تئوری های نژاد پرستانه رایج زمانشان بود کوشیدند تا نشان دهند که میان زبانهای آسیایی و بیشتر زبانهایی که در اروپا به آن تکلم می شود تشابه لغوی موجوداست و برای نامگذاری این گروه زبانی به آنها عنوان خانواده زبانهای آریایی یا "هند و اروپایی یا هند و ژرمنی "دادند

یکی دیگر از پیروان سر سخت این مکتب " کنت دو گوبینو" فرانسوی بود که کتابش تحت عنوان " مقالاتی در بیان اختلافات نژادها" در سال 1853 انتشار یافت. گوبینو بشریت را در سه نژاد قرار میداد. 1) سفید یا آریا 2) زرد 3) سیاه به اعتبار وی این نژادها نه تنها فطرتا" با هم اختلاف دارند بلکه ذاتا" نامتساوی هستند. نژاد آریاها از زردها بالاتر است و سیاه از هردو اینها پایین تر است

آریایی پارسی:

با کنار رفتن قاجاریه آخرین حکومت تورک در ایران رژیم نژاد پرست پهلوی با نقاب ” وحدت ملی” در اصل برای خدمت به اربابان خارجی خود تمرکزگرایی (سانترالیسم) افراطی و یکسان سازی اجباری هویتی, فرهنگی کشور کثیرالملله ایران را در دستور کار خود قرار داد. نژاد اريايي پس از به قدرت رسیدن رضا شاه به ادبیات سیاسی ایران وارد شد. این نژاد را غربیان به ایران معرفی کردند, غربیان برای حفظ ملل تحت سلطه خود به آنان تلقین می کردند که دوران افتخارات آنها در گذشته قرار دارد و ایران یکی از این ملل محکوم و تحت سلطه بود.روشنفکران از تمدن غرب, نژاد پرستی را به ارمغان آوردند و مروج افکار آریائیسم شدند و دول غربی نیزآنان را یاری نمودند. کتاب سردیس رایت (انگلیسی ها در ایران) که در اواخر دوره قاجار نوشته شده است, یکی از اسناد گویایی است که منظور سیاسی انگلیسی ها را در این بازی ” باستان گرایی” در ایران آشکار می سازد. در ایران آن روزگار, برآورده نشدن آرمان های انقلاب مشروطیت و سرخوردگی مردم, جامعه را با خلا تئوریکی روبرو کرده بود و این دوران مصادف با اوج گیری فاشیسم اروپایی بود برتری نژادي(اريايي نژاد برتر) محصول جنگ اول تا دوم بود. واقعیت اینکه هیاهوی باستان پرستی در عوض غارت منابع ملی ایران, به ایران پرداخت گردید

دیدار محمد رضا شاه پهلوی از پاسارگاد

+ نوشته شده در  سه شنبه پانزدهم اردیبهشت 1388ساعت 1:31 قبل از ظهر  توسط علی  | 

ماجرای کشته شدن کوروش کبیر

 

 درتاریخ آمده است که ترک تباران حتی بعضاً نام پسران خود را ستی بیگ وستی پهلوان میگذاشتند چنانچه آلتون تاش پادشاه خوارزم که درزمان سلطان محمود غزنوی وپسرش سلطان مسعود(998--1041میلادی)مدتی پادشاه خوارزم بود نام پسرش را ستی بیگ گذاشته بود وهنوز نام هائی بنام ستی بیگ وستی پهلوان دربین ترک تباران  وجود دارد .قبایل ستی(کوشانیها ) مردمان شکاری وشکاردوست بودند و آنچه شکارمیکردند آتش افروخته گوشت آنرا کباب کرده با افراد متعلق به قبیله خودشان تناول مینمودند که این مهارت را بیشترطوایف نداشتند  و باید گفت : (ستی) واژۀ ترکی ازبکی است که معنی آن شکاری ، کبابی ، کباب خورمی شودکه درتاریخ ترکهااین واژه مکررآمده است بعضی ها که به زبان ترکی آشنائی نداشته اند آنرا (سیتی ) نوشته اندواسکائی (سکائی) نیز نام قبیلۀ ترک نژاد ها است چنانچه نهرو نوشته است : ( سکائی ها یکی ازقبایل ترک ها با قبایل و ایل بزرگ بنام کوشان ها به باکتریا وپانیا یعنی اشکانیان هجوم  بردند و به تدریج درنواحی شمال هند مخصوصاً درپنجاب ، راجپوتانا ، کاتیاواد ، مسکن گزین شدند وحکمرانان باکتریائی و ترک ها درقسمتی ازهند استقراریافته وحکومت کردند (ص127جلد اول نگاهی به تاریخ جهان)

 

بنا بر روايت هردودت، آخرين پيكار و لشگركشي كورش عليه ماساژت‌ها، يعني عليه سيت‌ها یا سکایها مناطق شرقي خيوه بود (حدود 529 پ‌م). داريوش نخستين لشگر‌كشي بزرگ خود را عليه سيت‌هاي اروپا به عمل آورد. (513 ـ514 پ‌م). وي از تراس (تراكيه) و بسارابي فعلي، وارد مرغزارها شد. صحرانوردان سيت، با تعقيب همان تاكتيك و راه و رسم معمولي، به جاي ايستادگي و قبول پيكار برابر داريوش، عقب ‌نشيني اختيار نمودند و همواره داريوش را دورتر به ميان صحاري خشك و بي‌آب و علف و برهنه ‌كشاندند. داريوش به فتواي عقل و دورانديشي، به موقع از پيش‌روي صرف‌نظر نمود... در حقيقت اين اقدام براي شاهنشاه هخامنشي، اجراي يك انديشه‌ي سياسي بسيار طبيعي به شمار مي‌رفت. يعني، پارسي نمودن ايران خارجي و ايجاد وحدت ايران

 

       دانیال نبی نوشته است ] داریوش  دست نشاندۀ کوروش بوده واصل قدرت به کوروش تعلق داشته .  ( ص17کتاب دانیال نبی)[                                                                                                                                   درمورد قتل عام های كوروش افسانه ای هيچگاه چيزی نمينويسند و خود را بی خبر وانمود ميكنند شما ميدانيد كه كوروش افسانه ای هم چنان كمتر از تيمور آدم نكشت و آدمكشی آن به تاريخ بي نظير است كه بالآخره از دست يك ملكه توركی بنام تومیریس خاتون كشته شد ، اين ملكه كوروش را بدست آورد و سرش را بدست خود بريد و گفت همانگونه كه كوروش از كشتن آدمی و خونريزی لذت ميبرد ، سر او را در ميان خون بگذاريد تا گنده شود و از آن ديگران حذر داشته و پند بگيرند

 

پس از تسلط كوروش بر فنيقيه و بابل ، او خواست ماساژت ها را هم مطيع شاهنشاهي ايران كند. ماساژت ها  مردمي بودند كه از لحاظ خشونت و تندخويي معروف بودند. با اين حال  آنها به عنوان ملتي شجاع و بزرگ ياد مي كند. آنها در اطراف رود سيحون ( ماورالنهر ) زندگي مي كردند. بعضي ها اين مردم را سكايي مي دانند. انگيزه لشكركشي كوروش به شمال شرقي ايران متعدد است. براي نمونه مي گويند كه كوروش ابتدا به ملكه ماساژت ها كه بيوه پادشاه آنهاو بسیار زیبا بود به طوریکه شیقته و عاشق او شده بود، پيشنهاد اتحاد داد و حتي از او خوستگاري كرد ، اما ملكه ماساژت ها از آن بيم داشت كه كشورش در دست شاهي كه تمام منطقه را تسخير كرده بود ، گرفتار شود. در نتيجه پيشنهاد كوروش را رد كرد. اما كوروش با راهنمايي بزرگان و درباريان خود و با ترفندهاي ويژه اي به كشور آنها حمله مي كند و سربازان هخامنشي موفق مي شوند پسر ملكه ماساژت هارا اسير كنند. ملكه از ترفندهاي كوروش بسيار ناراحت مي شود و با باقي مانده سپاهيان خود به ايرانيان حمله مي كند. در اين نبرد كوروش پس از 28 سال پادشاهي كشته مي شود و سپاه ايران شكست مي خورد. اين رويداد در سال 530 (پ. م ) واقع شد. البته كوروش توانست به اعماق قلمروي سكاها نفوذ كند و ازآمودريا هم بگذرد

 


ملکه ماساژت ها ( تومیریس) ،
پیش از آغاز نبرد با کورش به او چنین پیام داد که :
" ای پادشاه ، به تو نصیحت میکنم که دست از این کار برداری ، زیرا معلوم نیست که به نتیجه مطلوب دست یابی . به فرمانروایی بر قوم خود خرسند باش و بگذار بر سرزمین خود سلطنت کنم . افسوس که به سخن ام گوش فرا نخواهی داد ، زیرا آنچه کمتر به ان می اندیشی صلح و صفا است ...
، برخود مبال ،
زیرا که این آیین مردان نیست و در میدان جنگ نبرد انجام نشده . با این همه من بد تو را نمیخواهم .
پندم را بپذیر و بی این که زیان ببینی از بوم و بر ما دور شو . اگر چنین نکنی به ایزد خورشید سوگند ، که هر اندازه تشنه ی خون باشی از خون سیرت خواهم کرد "

(قوم های کهن در آسیای مرکزی و فلات ایران - رقیه بهزادی - صفحه 97)

پس از این پیام جنگ در گرفت و کورش شکست خورد ...
آنگاه( تومیریس) سر کورش را برید و آن را در خمره ی پرخونی فرو برد و گفت :
" آن چه میخواهی بنوش تا سیر شوی "



عکس از کوروش کبیر در موزه های لوور پاریس و بوستون امریکا

سر بریده کوروش کبیر. ملکه سکاها
این تابلویی است که در موزه ی هنرهای زیبای بوستون
(Boston Museum of Fine Arts)

View Full Size Image

 *سر بریده کوروش کبیر هدیه برای ملکه سکاها تومیریس*

 برای دیدن تابلوی دیگر *سر بریده کوروش کبیر هدیه برای ملکه سکاها تومیریس* کلیک کنید

+ نوشته شده در  شنبه هفدهم اسفند 1387ساعت 1:47 قبل از ظهر  توسط علی  | 

به درخواست اقا سعید  از دوستان برای دوستان عزیز متن را با تصاویر زیبا همراه میکنیم.

 

      به ترتیب.......غلامرضا عنایتی و هادی برگی زر و نماینده فریمان در مجلس

شورای اسلامی در دوره هفتم و هشتم آقای سید حسین حسینی .

غلامرضا عنایتی خاوری دو رگه متولد محله رضائیه مشهد    

    هادی برگی زر سر مربی باشگاههای پیام و ابو مسلم      نماینده فریمان در مجلس شورای اسلامی در دوره هفتم و هشتم.

 


    به ترتیب  مولانا جلاالدین محمد بلخی و ابو مسلم خراسانی.

 

مولانا جلاالدین محمد بلخی

پدر او اصلاً ونداد هرمز ( بنداد هرمز) نام داشت و پس از آنكه قبول اسلام كرد به عثمان و يا مسلم موسوم گرديد وي از نوادگان رهام پسر گودرز از پهلوانان بزرگ شاهنامه شمرده شده است

 

+ نوشته شده در  سه شنبه پانزدهم بهمن 1387ساعت 2:16 قبل از ظهر  توسط علی  | 

خاوری شناسی