لازم بهگفتن است که همواره پزشکی فرانسوی به نام " بازن" در رکاب نادر شاه بود که بنا بهشواهد امکان وجود دسیسه از جانب او میرود. زیرا فرانسه چشم به تسلط بر هند داشت و چون همانند انگلیس نیروی دریائی قوی نداشت میخواست با تسلط بر ایران به این آرزو دست یابد.
"كلوتيد ريس " فرانسوي كه در اغتشاشات اخير به جرم جاسوسي دستگير شده است،
در دورة افشاریان و زندیان ، فعالیتهای اروپاییان در ایران به صورت استعماری درآمد و نیاز آنان به کسب اطلاعات دقیق در بارة ایران موجب تألیف کتابهای بسیار شد، از جمله دو جلد کتاب جونس هنوی که در 1156ـ1157/ 1743ـ1744 در ایران و در بارة مسائل اقتصادی انگلستان در دریای خزر نوشته شد و مؤلف بعدها مطالبی در بارة نادرشاه به کتاب افزود؛ نامه های طبیب نادرشاه از رنه بازن ، کشیش و پزشک فرانسوی که در اواخر حیات نادر در خدمت او بود؛ سفرنامة ژان اوتر، اوتر برای استقرار روابط بازرگانی بین ایران و فرانسه به ایران آمده بود؛ سفرنامة فریزر، وی در 1204/ 1790 به ایران آمد؛ سفرنامة ویلیام فرانکین ، وی در 1201/ 1787 به ایران آمد و مطالب مبسوطی در بارة مردم ایران بویژه مردم فارس نوشت .
نامه ناپلئون بنا پارت به فتحعلی شاه قاجار

در این تصویر مجسمه نادر وسربازاتش که نشان میدهد لشکر نادری از طوایف و قومیتهای مختلف و متحد ایران تشکیل شده است

لازم به یاد آوری است که آواز افشاری متعلق به طوایف افشار است که اغلب آنان
در استان زنجان ( اعم ازمناطق طارم ،ماهنشان ،قیدار ،ابهر ،قره پشتلو ،غنی بیگلو
قیزیل گچیلو،انگوران و قسمتی از دهات افشار نشین تکاب وشاهین دژیا صایین قلعه
آزربایجان غربی زندگی می کردند که به منطقه جغرافیایی انگوران ) زنگان چسبیده
است. حوزه زیست اقوام افشارازصایین قلعه وتکاب آزربایجان غربی تا دهستانهای
افشاریه جنوب قزوین ( بویین زهرا ) و برخی از دهات ساوجبلاغ کرج ادامه دارد .
افشارها پایه گذار آواز افشاری بودند که اساس و پایه موسیقی کنونی ایرانی شده است .
آواز افشاری گرچه یک آواز قبیله ای است ولی از مرحله آواز قبیله ای تکامل یافته ،
به مرحله ی آواز ملی و موسیقی ایران ارتقاء یافته است ،لذا امروزه در اکثر کتابهای
کتابهای موسیقی ایرانی فصلی تحت عنوان آواز افــــشاری وجود دارد ، درحالی که
آوازهای قبیله ای دیگرایرانی ،نظیر؛ بلوچ و بندری و تورکمنی و غیره درهمان حـد
موسـیقی محلی باقی مانده اند .دلیل اینکه آوازافشاری تکامل یافت ،این بود که آنان با
تشکیل دولت افــشاریه و با ترویج 22ساله آوازخود وبا استفاده از بهترین نوازنده ها
و معلمین موسیقی نیز با جذب و پردازش عناصر مختلف موسیقی افـــشاری خود در
درون اردوگاه های نظامی و درون دارالحکومه های شهرهای ایران وآســیا که صدها
تن از سران افــــــشار حاکم آن بودند ، به تکامل و نمو شــــکوفایی آواز افشاری خود
پرداختند .
اقوام افشار سیصد سال قبل و در عصر گله داری و رمه داری ، پایه گذار نت های دقیق و موزونی از موسیقی افشاری بودند . امروزه ما هنوز از رامشگرانی که بهرام گور به ایران آورده بود صحبت می کنیم در حالی که پایه گذار موسیقی کنونی ایران را که دولت افشاری است نمی شناسیم ، در حالی که منابع مستند تاریخی آنرا اثبات می کنند .
دولت افشاریه بر خلاف دولت زندیه و صفویه که دولت های ضعیف مستعمراتی و متکی به جهل توده مردم بودند ، دولت مقتدری بود که برای حفظ قدرت سیاسی خود به مراسمی که فقط درگیری های قومی مذهبی را شکل دهد ، نیازی نداشت و یا با قــــــدرت اجانب و قدرت جهل مردم نیز متکی نبود و در سایه ی قدرت و اتکا به نفس خود به تکامل موسیقی وهنرپرداختند( بطوری که نادرشاه نتوانست دردوره 22ساله حکومت خود پایتختی رسمی برای خود انتخاب کند) بطوری که ده ها نوع ابزار آلات موسیقی را می شناختند .

هزاران مغنی و نغمه پرداز در این دوره ، در این دوره در اردوگاهــــــهای نظامی حضور
داشتند و انواع نغمه پردازها را از ملل مختلف و قومیتهای مختلف جذب کرده و به مسابقه
وا می داشتند و به آنان جایزه و پاداش می دادند. وپس ازخاتمه هرجنگ نوازندگان به رقابت و هنر نمایی می پرداختند .
نادر در سفر به هند گوشه های موسیقی "راک کشمیری" و "راک هندی" و "صفیر ارک"
و غیره را جزو موسیقی ایرانی گرداند . از جمله سران افشار منطقه زنگان که در دولــت
افشاریه بودند می توان از ابوالــحسن خان افــــشاری ابهری نام برد که در دوره ی نادر به حکومت شهر اصفهان گماشته شده بود و یا ذولفقارخان افشار ایرلو ، علیخان زایرلوی افشار موسی خان افشار ایرلوی تارمی و پناه خان افشار قلعه پری خمسه ، محمد قلی خان سعد لوی افشار قره پشتلو و فرج اله خان افشار سعد لو و یا محمد خان سعد لوی افشار بود که ســران منطقه آق کند قره پشتلو استان زنگان بودند.
آوازبیات تورک متعلق به موسیقی قبیلگی طایفه بیات (بایات)است که جزوی از تورکان اوغــوز ومتحدین ایل افشار بودند . برخی از سران آنها در دوره نادر بعد از غلبه بر محمد خان بلـــــوچ حاکم شیراز ساکن آن شهر شدند و آواز بیات شیراز و بیــــات اصفهان را همــــــگی بخش های فرعی از آواز بیات تورک هستند پایه گذاری کردند . آواز افشــــار وبیـات در دویست سال اخیر منجربه پیدایش دستــــگاههای موسیقی ایرانی نظیر : دستگاه شور ، ماهور ، نوا ، سه گــــانه ،
چهارگانه راست پنجگانه و .. شدند که دراین دستگاه های موسیقی ایرانی تعدای از عنــــــــاصر موسیقی و گوشه های آواز افشاری و آواز بیات تورک اقتباس فرهنـــگی شده است .
اذان شیخ کریم موذن زاده اردبیلی
پسران شیخ کریم، اذانی را که پدرشان در آواز بیات ترک ساخته بود، میخواندند. اما بیشتر از همه رحیم موذنزاده آن را میخواند به خصوص که بعد از مرگ پدر، او به جای شیخ کریم موذن مسجد امام شد. ودود موذنزاده فرزند سلیم موذنزاده اردبیلی، سومین نسل از این خانوادهاست که این اذان را میخواند. آنها همه صدای خوبی دارند و راه شیخ کریم را دنبال کردهاند.ودود موذنزاده درباره ساخت این اذان میگوید: پدربزرگم شیخ کریم، موذن، مداح و تعزیهخوان بود اما موسیقی ایرانی را به خوبی میشناخت. آن دوره بیشتر مداحان و تعزیهخوانها به خصوص تورکهای اذربایجان، موسیقی دستگاهی را میشناختند. مکتبخانههایی بود که مداحان آنجا دوره میدیدند، البته نه به اندازه یک موسیقیدان بلکه تا اندازهای که موسیقی اصیل و دستگاههای معروف آن را بشناسند و بتوانند اجرا کنند. شیخ کریم در جوانی اذان را بر اساس آواز بیات ترک میخواند. اذانی که شیخ کریم موذنزاده در مسجد امام بازار تهران اجرا کرد، آنقدر مورد توجه قرار میگرفت که رادیو آن را ضبط کرد. این اذان به گفته خانواده شیخ کریم اولین اذانی است که از رادیو پخش شدهاست. ودود موذنزاده ماجرای ضبط رادیویی اذان را اینگونه تعریف میکند: پدرم میگوید سال هزار و سیصد و بیست و دو این اذان ضبط و از رادیو پخش شد تا سال سی و هفت هم پخش میشد. اما از آن به بعد، اذان پسر بزرگ شیخ کریم یعنی رحیم موذنزاده پخش شد. او پس از پدر در مسجد امام اذان میگفت. بعد هم در حوزه علمیه قم درس خواند و منبرخوان مسجد امام شد. سالها آنجا منبر میگفت و بعد از منبرها به مناسبتهایی میخواند. قبل از اینکه شیخ کریم اذانی را در موسیقی ایرانی آواز بیات ترک بخواند، تمام اذانها عربی بود. او کار دشواری را به سرانجام رساند چرا که گنجاندن اذان در دستگاههای ایرانی، کار آسانی نیست. بعد از او هم تلاشهای زیادی برای خواندن اذانهای مشابه شد، اما هیچکدام با موفقیت همراه نبود. اذان موذنزادهها تنها اذان در دستگاههای موسیقی ایرانی است. خود من هم هفت سال پیش در مسابقهای به کمک دوستانی که همه صاحبنظر موسیقی بودند، میخواستم در این اذان تغییر بدهم، اما هیچ کاری نتوانستم بکنم. انگار این اذان یک معجزه بود.
![]()
حسين صبحدل قاري و موذن برجسته كشور
استاد حسين صبحدل موذن خوش لحن، در سال ۱۳۱۰در ميدان محمديه تهران ديده به جهان گشود و از همان دوران كودكي به موذني در مساجد و فعاليت در هيات هاي مذهبي ميپرداخت.
وي از جمله موذنيني است كه به تمام زواياي موسيقي ايراني تسلط كافي دارد و همين مسئله باعث خلق اذان او در مايه بيات ترك شد. اذان او همانند موذن زاده در يك دستگاه آوازي است اما دو نوع متفاوت را با شيوه مختلف موسيقيايي بيان ميكند.
قدمت اذان صبحدل به سه دهه ميرسد كه در واقع جزء آخرين اذانهاي شكوهمند است. البته او اذاني هم در دستگاه ماهور دارد.
به گفته بسياري از صاحب نظران اذان موذن زاده و صبحدل هم پهلو و هم رديف هستند و نميتوان يكي را بر ديگري برتر دانست.
![]()
یاد و خاطره هر دو عزیز به جا مانده است و غم و اندوهشان در قلبمان.
پس ای ايراني به گذشته ، آبا و اجداد و زبان خود افتخار کن و آن را عزیز بدار.
منابع و مآخذ :
تاریخ زنجان / ثبوتی، هوشنگ
شناسایی جاذبه های تاریخی وطبیعی استان زنجان / فتحی اصل، محمد
ایران و ترکان در روزگار ساسانيان/
/ رضا،عنایت اله
جاده ابریشم / آیرین فرانک و دیوید برانستون
تاریخ زبان ترکی در آزربایجان / شاهمرسی، پرویز
تورکلرین تاریخ و فرهنگینه بیر باخیش / هیات ، جواد
ه و برخی اضافات گرد آورند





دكتر محمد رضا بيگدلي _بيگدلي يك شاخه از طايفه افشاريه







